entsüssen
شیرین کردن، رفع تلخی
Bedeutungen
1
Akkusativ
تبدیل کردن چیزی به شیرین، اغلب به صورت استعاری برای دلپذیر کردن یا تسکین بخشیدن به یک وضعیت ناخوشایند یا دردناک.
- Die süße Melodie entsüsste die angespannte Atmosphäre im Raum.ملودی شیرین، جو متشنج اتاق را دلپذیرتر کرد.
- Er versuchte, die bittere Pille der Wahrheit mit einer kleinen Lüge zu entsüssen.او تلاش کرد تا قرص تلخ حقیقت را با یک دروغ کوچک شیرین کند.
2
Akkusativ
کاهش دادن شدت یا تلخی یک احساس یا تجربه ناخوشایند، تسکین دادن.
- Ein freundliches Wort kann den Schmerz des Verlustes ein wenig entsüssen.یک کلمه دوستانه میتواند اندکی درد فقدان را تسکین دهد.
- Die Aussicht auf Urlaub entsüsste die Strapazen der langen Reise.چشمانداز تعطیلات، سختیهای سفر طولانی را قابل تحملتر میکرد.