entsaften
آبمیوه گرفتن، عصاره گرفتن
Beispiele
- Für ein großes Glas Orangensaft, musste sie drei Orangen ''entsaften.برای یک لیوان بزرگ آب پرتقال، او مجبور بود سه پرتقال را آبمیوه بگیرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
آب میوه یا سبزیجات را با دستگاه مخصوص خارج کردن
- Ich möchte Äpfel entsaften, um Apfelsaft zu machen.من میخواهم از سیبها آب بگیرم تا آب سیب درست کنم.
- Mit diesem Gerät kann man Obst und Gemüse entsaften.با این دستگاه میتوان میوه و سبزیجات را آبگیری کرد.