entsaften

Aussprache: /ɛntˈzaftn̩/
Wortzerlegung: ent·saf·ten
فعل

آب‌میوه گرفتن، عصاره گرفتن

Beispiele

  • Für ein großes Glas Orangensaft, musste sie drei Orangen ''entsaften.برای یک لیوان بزرگ آب پرتقال، او مجبور بود سه پرتقال را آب‌میوه بگیرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

آب میوه یا سبزیجات را با دستگاه مخصوص خارج کردن

  • Ich möchte Äpfel entsaften, um Apfelsaft zu machen.من می‌خواهم از سیب‌ها آب بگیرم تا آب سیب درست کنم.
  • Mit diesem Gerät kann man Obst und Gemüse entsaften.با این دستگاه می‌توان میوه و سبزیجات را آبگیری کرد.