vorentscheiden
از پیش تعیین کردن، پیشداوری/تصمیم مقدماتی گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
اتخاذ یک تصمیم اولیه یا مقدماتی که بر نتیجه و تصمیم نهایی تاثیر میگذارد
- Die Jury muss die Kandidaten für das Finale vorentscheiden.هیئت داوران باید فینالیستها را از قبل تعیین کند.
- Diese Abstimmung wird den Ausgang der Wahl vorentscheiden.این رایگیری نتیجه انتخابات را از قبل مشخص خواهد کرد.