entscheiden

Aussprache: /ɛntˈʃaɪ̯dn̩/
Wortzerlegung: ent·schei·den
فعل

تصمیم گرفتن، تعیین کردن، حکم دادن

Bedeutungen

1 sich + für / gegen + Akkusativ

تصمیم گرفتن یا انتخاب کردن بین چند گزینه

  • Sie hat sich für das Studium in Berlin entschieden.او تحصیل در برلین را انتخاب کرد.
  • Ich muss mich bis morgen entscheiden.من باید تا فردا تصمیم بگیرم.
2 sich + zu + Dativ / + zu + Infinitiv

تصمیم نهایی گرفتن برای انجام کاری یا اقدام به چیزی

  • Er konnte sich lange nicht zu einem Kauf entscheiden.او مدت‌ها نتوانست برای خرید تصمیم بگیرد.
  • Sie hat sich dazu entschieden, ihren Job zu kündigen.او تصمیم گرفت که از شغلش استعفا دهد.
3 über + Akkusativ

تعیین‌کننده بودن، درباره سرنوشت یا نتیجه چیزی تصمیم‌گیری کردن

  • Das Ergebnis dieser Prüfung entscheidet über seine Zukunft.نتیجه این آزمون درباره آینده او تصمیم می‌گیرد (آینده‌اش را تعیین می‌کند).
  • Wer entscheidet über die Vergabe der Mittel?چه کسی درباره تخصیص بودجه تصمیم می‌گیرد؟
4 Akkusativ

یک مسئله، پرونده یا دعوای حقوقی را فصل خصومت کردن یا حکم صادر کردن درباره آن

  • Der Richter hat den schwierigen Fall endlich entschieden.قاضی بالاخره درباره این پرونده دشوار حکم صادر کرد (آن را تعیین تکلیف کرد).
  • Ein einziges Tor hat das Spiel entschieden.تنها یک گل تکلیف بازی را مشخص کرد.