entschlafen
به خواب ابدی رفتن، آرام درگذشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به صورت محترمانه، آرام و بدون درد فوت کردن (معمولاً در آگهیهای تسلیت یا برای افراد مسن).
- Nach langer Krankheit ist er friedlich entschlafen.او پس از بیماری طولانی، آرام درگذشت.
- Wir trauern um unsere geliebte Großmutter, die letzte Nacht entschlafen ist.ما برای مادربزرگ عزیزمان که شب گذشته به خواب ابدی رفت، سوگواری میکنیم.