entschlagen
رهایی یافتن از، دست کشیدن از
Bedeutungen
1
sich (reflexiv) + Genitiv (sich etwas entschlagen)
خود را از چیزی (اغلب یک احساس، مسئولیت یا عادت) رها کردن یا خلاص شدن (کاربرد رسمی و کمی قدیمی).
- Er entschlug sich des Rauchens.او از سیگار کشیدن دست کشید.
- Sie musste sich ihres alten Lebens entschlagen.او مجبور بود خود را از زندگی قدیمیاش رها کند.