entschlacken
سمزدایی کردن (بدن)، پاک کردن (کوره)
Beispiele
- So ein Marathon bedeutet wirklich drei Monate kämpfen, Alkoholverbot, du ''entschlackst'' deinen Körper, nimmst sechs, sieben Kilo ab.یک ماراتن واقعاً به معنای سه ماه مبارزه، ممنوعیت الکل است، بدن خود را سمزدایی میکنید، شش، هفت کیلو کم میکنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
سرباره یا مواد زائد را از یک کوره یا سیستم صنعتی خارج کردن.
- Die Hochöfen müssen regelmäßig entschlackt werden.کورههای بلند باید به طور منظم سربارهزدایی شوند.
- Es ist wichtig, die Verbrennungsanlage zu entschlacken, um die Effizienz zu erhalten.مهم است که کارخانه سوزاندن زباله را سربارهزدایی کرد تا کارایی آن حفظ شود.
2
sich (reflexiv)
(مجازی، در مورد بدن) بدن را از مواد مضر و سموم پاک کردن، سمزدایی کردن.
- Viele Menschen versuchen, ihren Körper im Frühling zu entschlacken.بسیاری از مردم تلاش میکنند بدن خود را در بهار سمزدایی کنند.
- Eine Saftkur kann helfen, den Körper zu entschlacken.یک دوره آبمیوه درمانی میتواند به سمزدایی بدن کمک کند.