entschlafen

Aussprache: /ɛntˈʃlaːfn̩/
Wortzerlegung: ent·schla·fen
فعل

به خواب ابدی رفتن، آرام درگذشتن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

به صورت محترمانه، آرام و بدون درد فوت کردن (معمولاً در آگهی‌های تسلیت یا برای افراد مسن)

  • Nach langer, schwerer Krankheit ist er gestern im Kreise seiner Familie entschlafen.او پس از بیماری طولانی و سخت، دیشب در میان خانواده‌اش آرام درگذشت.
  • Die alte Dame ist friedlich im Schlaf entschlafen.بانوی سالخورده با آرامش در خواب فوت کرد.