entschlammen
لجنزدایی کردن، پاک کردن لجن
Beispiele
- Das Ablaufrohr von der Garage zur Sickergrube ist verstopft, wir müssen es ''entschlammen.لوله تخلیه از گاراژ به چاهک فاضلاب گرفته است، باید آن را لجنزدایی کنیم.
- Denken Sie daran, den Warmwasserbereiter regelmäßig zu ''entschlammen'' und zu entkalken.به یاد داشته باشید که آبگرمکن را به طور منظم لجنزدایی و رسوبزدایی کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
گل و لای، رسوبات یا لجن را از یک آبراه، لوله یا مخزن پاک کردن؛ لایروبی کردن.
- Der Teich muss regelmäßig entschlammt werden.باید حوضچه به طور منظم لایروبی شود.
- Die Stadt plant, den Fluss zu entschlammen.شهر قصد دارد رودخانه را لایروبی کند.