entschleiern
پرده برداشتن، آشکار کردن، فاش کردن
Beispiele
- Zugleich zeigte sie ihm ihren entblößten Vorderarm, den man fürهمزمان او بازوی برهنه خود را به او نشان داد که میتوانستند
Bedeutungen
1
Akkusativ
پرده برداشتن از، فاش کردن، آشکار ساختن
- Die Untersuchung konnte die wahren Hintergründe entschleiern.تحقیقات توانست پسزمینههای واقعی را فاش کند.
- Sie entschleierte die Statue bei der feierlichen Zeremonie.او در مراسم رسمی از مجسمه پرده برداشت.