entschrotten
اسقاط کردن، اوراق کردن (فلزات)، خلاص شدن از شر چیزهای بیارزش
Beispiele
- Die angelieferten Restabfälle werden anschließend durch Zerkleinern, Sieben und ''Entschrotten'' vorbehandelt.پسماندهای تحویلی سپس با خرد کردن، الک کردن و "اسقاط" پیشتصفیه میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
اوراق کردن، اسقاط کردن (معمولاً وسایل نقلیه یا ماشینآلات قدیمی برای بازیافت)
- Das alte Auto wurde entschrotten, da eine Reparatur zu teuer gewesen wäre.ماشین قدیمی اوراق شد، زیرا تعمیر آن خیلی گران بود.
- Viele Unternehmen entschrotten alte Maschinen, um Platz für neue zu schaffen.بسیاری از شرکتها ماشینهای قدیمی را اوراق میکنند تا جا برای جدیدها باز کنند.