فعل
عذرخواهی کردن، پوزش خواستن
معانی و تعاریف entschuldigen:
- عذرخواهی کردن، معذرت خواستن
- بخشیدن، معاف کردن، توجیه کردن
جملات نمونه برای entschuldigen:
Dieser Fehler ist nicht zu ''entschuldigen.''
این اشتباه قابل بخشش نیست.
„Wir sollen Gott fürchten und lieben, dass wir unseren Nächsten nicht belügen, verraten, verleumden oder seinen Ruf verderben, sondern sollen ihn ''entschuldigen,'' Gutes von ihm reden und alles zum Besten kehren.“
«ما باید از خدا بترسیم و او را دوست بداریم تا به همسایهمان دروغ نگوییم، خیانت نکنیم، بدگویی نکنیم یا آبروی او را نبریم، بلکه او را تبرئه کنیم، از او به نیکی بگوییم و همه چیز را به بهترین شکل برگردانیم.»
Ich ''entschuldige mich'' für das Versehen.
من بابت این سهوی که رخ داده عذرخواهی میکنم.