entschwebten
محو شدند
Bedeutungen
1
aus + Dativ
به صورت مجازی یا استعاری از وضعیتی مادی یا زمینی دور شدن، اوج گرفتن یا به سوی قلمرویی انتزاعی یا ایدهآل پرواز کردن.
- Nach dem Erfolg seines Romans schien er der Kritik und dem Alltagsstress zu entschweben.پس از موفقیت رمانش، به نظر میرسید که او از نقد و استرس روزمره دور شده و اوج گرفته است.
- Die Gedanken des Dichters entschwebten der Realität und fanden Zuflucht in einer imaginierten Welt.افکار شاعر از واقعیت دور شده و در دنیایی خیالی پناه جستند.