entsendern

Aussprache: /ɛntˈzɛndɐn/
Wortzerlegung: ent·sen·dern
فعل

فرستنده را برداشتن/جدا کردن (از بدن حیوان)

Beispiele

  • Sowohl am Ende der Pilotphase wie am Ende des Hauptprojekts ''werden'' die Luchse wieder eingefangen und ''entsendert.هم در پایان فاز آزمایشی و هم در پایان پروژه اصلی، گربه‌های وحشی دوباره گرفته شده و «فرستنده‌هایشان برداشته می‌شود».

Bedeutungen

1 Akkusativ (was?)

دستگاه فرستنده (ردیاب) را از یک حیوان، شیء یا مکان برداشتن.

  • Nach Abschluss der Studie wurden die Tiere wieder entsendert.پس از اتمام مطالعه، ردیاب‌ها از حیوانات برداشته شدند.
  • Es ist schwierig, ein einmal besendertes Gerät wieder zu entsendern.برداشتن ردیاب از دستگاهی که یک بار به آن مجهز شده، دشوار است.