entseuchen
ضدعفونی کردن، پاکسازی کردن (از آلودگی میکروبی یا رادیواکتیو)
Beispiele
- Die Pflanze ist nach neuesten Untersuchungen sogar geeignet, ein Gewässer zu ''entseuchen'', da sie radioaktives Cobalt speichert.بر اساس آخرین تحقیقات، این گیاه حتی برای پاکسازی یک آبراه نیز مناسب است، زیرا کبالت رادیواکتیو را ذخیره میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
ضدعفونی کردن، گندزدایی کردن، از عوامل بیماریزا پاک کردن.
- Das Krankenhaus musste die gesamte Station entseuchen.بیمارستان مجبور شد کل بخش را ضدعفونی کند.
- Nach dem Ausbruch der Krankheit wurde der Stall entseucht.پس از شیوع بیماری، طویله گندزدایی شد.