entspargeln
منظرهای را از سازههای شبیه ساقه مارچوبه (مانند توربینهای بادی، دکلهای برق و غیره) پاکسازی کردن
Beispiele
- Durch den Rückbau dann überflüssiger Anlagen könne die Landschaft ''‚entspargelt‘ werden.با برچیدن سازههای اضافی، میتوان منظره را ""پاکسازی"" کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas entspargeln)
مارچوبه را از چیزی جدا کردن یا برداشتن (مثلاً از زمین یا از یک ظرف)
- Nach der Ernte muss man das Feld entspargeln.بعد از برداشت محصول باید مزرعه را از مارچوبه خالی کرد.
- Sie hat die Suppe entspargelt, da ihr Mann keinen Spargel mag.او مارچوبه را از سوپ جدا کرد، چون همسرش مارچوبه دوست ندارد.
2
Akkusativ (etwas entspargeln)
(مجازی، نادر) چیزی را از سازههای بلند و باریک (که قبلاً با آنها پر شده بود) خالی کردن یا پاک کردن، به معنای معکوس 'verspargeln'
- Die Stadtplaner überlegten, wie sie die Skyline wieder entspargeln könnten.شهرسازان فکر میکردند چگونه میتوانند خط افق را دوباره از سازههای بلند و باریک خالی کنند.
- Manche wünschen sich, die Landschaft von den vielen Masten zu entspargeln.برخی آرزو میکنند که چشمانداز را از تیرهای زیاد خالی کنند.