entspargeln

Aussprache: /ɛntˈʃpaːɐ̯ɡəln/
Wortzerlegung: ent·spar·geln
فعل

منظره‌ای را از سازه‌های شبیه ساقه مارچوبه (مانند توربین‌های بادی، دکل‌های برق و غیره) پاکسازی کردن

Beispiele

  • Durch den Rückbau dann überflüssiger Anlagen könne die Landschaft ''‚entspargelt‘ werden.با برچیدن سازه‌های اضافی، می‌توان منظره را ""پاکسازی"" کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas entspargeln)

مارچوبه را از چیزی جدا کردن یا برداشتن (مثلاً از زمین یا از یک ظرف)

  • Nach der Ernte muss man das Feld entspargeln.بعد از برداشت محصول باید مزرعه را از مارچوبه خالی کرد.
  • Sie hat die Suppe entspargelt, da ihr Mann keinen Spargel mag.او مارچوبه را از سوپ جدا کرد، چون همسرش مارچوبه دوست ندارد.
2 Akkusativ (etwas entspargeln)

(مجازی، نادر) چیزی را از سازه‌های بلند و باریک (که قبلاً با آنها پر شده بود) خالی کردن یا پاک کردن، به معنای معکوس 'verspargeln'

  • Die Stadtplaner überlegten, wie sie die Skyline wieder entspargeln könnten.شهرسازان فکر می‌کردند چگونه می‌توانند خط افق را دوباره از سازه‌های بلند و باریک خالی کنند.
  • Manche wünschen sich, die Landschaft von den vielen Masten zu entspargeln.برخی آرزو می‌کنند که چشم‌انداز را از تیرهای زیاد خالی کنند.