entspiegeln

Aussprache: /ɛntˈʃpiːɡl̩n/
Worttrennung: ent·spie·geln
فعل

ضد انعکاس کردن، بازتاب نور را کم کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas entspiegeln)

سطح چیزی را طوری پوشاندن یا آماده کردن که نور را منعکس نکند یا انعکاس آن را کاهش دهد؛ ضد انعکاس کردن.

  • Die Brillengläser wurden entspiegelt, um Blendung zu vermeiden.عدسی‌های عینک برای جلوگیری از خیرگی، ضد انعکاس شدند.
  • Der Bildschirm des neuen Fernsehers ist entspiegelt, was das Fernsehen bei Tageslicht angenehmer macht.صفحه نمایش تلویزیون جدید ضد انعکاس است، که تماشای آن را در نور روز لذت‌بخش‌تر می‌کند.