entspiegeln
ضد انعکاس کردن، بازتاب نور را کم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas entspiegeln)
سطح چیزی را طوری پوشاندن یا آماده کردن که نور را منعکس نکند یا انعکاس آن را کاهش دهد؛ ضد انعکاس کردن.
- Die Brillengläser wurden entspiegelt, um Blendung zu vermeiden.عدسیهای عینک برای جلوگیری از خیرگی، ضد انعکاس شدند.
- Der Bildschirm des neuen Fernsehers ist entspiegelt, was das Fernsehen bei Tageslicht angenehmer macht.صفحه نمایش تلویزیون جدید ضد انعکاس است، که تماشای آن را در نور روز لذتبخشتر میکند.