entsprießen
روییدن، جوانه زدن، سرچشمه گرفتن
Bedeutungen
1
aus + Dativ (aus etwas entsprießen)
سرچشمه گرفتن، ناشی شدن از یک منبع (اغلب در متون ادبی یا رسمی).
- Der Fluss entspringt aus einer kleinen Quelle in den Bergen.رودخانه از چشمه کوچکی در کوهستان سرچشمه میگیرد.
- Diese Idee entspriss seiner Fantasie.این ایده از تخیل او نشأت گرفته بود.
2
intransitiv (بدون مفعول)
جوانه زدن، روییدن، رشد کردن (برای گیاهان، اغلب در متون ادبی).
- Im Frühling entsprießen überall neue Blumen.در بهار از همه جا گلهای تازه میرویند.
- Aus dem Samen entspriss ein kleiner Keimling.از دانه، جوانه کوچکی رویید.