entstehen
به وجود آمدن، پدید آمدن، شکل گرفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
پدید آمدن، شروع به موجودیت کردن، شکل گرفتن، ساخته شدن؛ به وجود آمدن یک پدیده، شیء یا وضعیت.
- Aus dem kleinen Samen ist ein großer Baum entstanden.از آن دانه کوچک درختی بزرگ پدید آمده است.
- Neue Probleme entstehen oft, wenn man alte nicht löst.مشکلات جدید اغلب زمانی به وجود میآیند که مشکلات قدیمی حل نشوند.
2
aus + Dativ / durch + Akkusativ
ناشی شدن، حاصل شدن یا نتیجه گرفتن از چیزی؛ ریشه گرفتن از منبعی.
- Der Konflikt ist aus Missverständnissen entstanden.این درگیری ناشی از سوءتفاهمها بود.
- Viele Krankheiten entstehen durch ungesunde Ernährung.بسیاری از بیماریها در اثر تغذیه ناسالم ایجاد میشوند.