entstehen
به وجود آمدن، پدید آمدن، شکل گرفتن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
پدید آمدن، شروع به موجودیت کردن، ساخته شدن
- Hier entsteht ein neues Einkaufszentrum.اینجا یک مرکز خرید جدید در حال ساخته شدن / پدید آمدن است.
- Vor Millionen von Jahren entstand das Leben auf der Erde.میلیونها سال پیش حیات روی زمین به وجود آمد.
2
aus + Dativ / durch + Akkusativ
ناشی شدن، حاصل شدن یا نتیجه گرفتن از چیزی
- Aus dieser Idee ist ein großes Projekt entstanden.از این ایده یک پروژه بزرگ به وجود آمد.
- Hohe Kosten können durch Fehlplanungen entstehen.هزینههای بالا میتوانند از برنامهریزیهای اشتباه ناشی شوند.