entstammen
نشأت گرفتن از، برخاستن از، تبار داشتن از
Beispiele
- Ich ''entstamme'' einer armen Familie.من از یک خانواده فقیر هستم (نشأت گرفتهام).
- Carola ''entstammt'' einem alten Königsgeschlecht.کارولا از یک خاندان سلطنتی قدیمی است.
- Das folgende Zitat ''entstammt'' vermutlich den Aufzeichnungen Kants.نقل قول زیر احتمالاً از یادداشتهای کانت گرفته شده است.
Bedeutungen
1
Dativ
از جایی، خانوادهای یا منبعی سرچشمه گرفتن، نشأت گرفتن.
- Er entstammt einer alten Adelsfamilie.او از یک خانواده اشرافی قدیمی نشأت میگیرد.
- Diese Geschichte entstammt einer alten Legende.این داستان از یک افسانه قدیمی سرچشمه میگیرد.