فعل
گردگیری کردن، غبارروبی کردن؛ (مجازی) مدرن کردن، بهروز کردن
معانی و تعاریف entstauben:
- گرد و غبار را از روی یک سطح یا شیء پاک کردن.
جملات نمونه برای entstauben:
Du solltest unbedingt mal dein Regal ''entstauben.''
حتماً باید یک بار قفسهات را گردگیری کنی.
Wir versuchen, das Image des Volkstanzes zu ''entstauben.''
ما سعی میکنیم تصویر رقص محلی را بهروز کنیم.
Ich muss die Möbel entstauben.
من باید مبلمان را گردگیری کنم.