entstauben

Aussprache: /ɛntˈʃtaʊ̯bn̩/
Wortzerlegung: ent·stau·ben
فعل

گردگیری کردن، غبارروبی کردن؛ (مجازی) مدرن کردن، به‌روز کردن

Beispiele

  • Du solltest unbedingt mal dein Regal ''entstauben.حتماً باید یک بار قفسه‌ات را گردگیری کنی.
  • Wir versuchen, das Image des Volkstanzes zu ''entstauben.ما سعی می‌کنیم تصویر رقص محلی را به‌روز کنیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

گرد و غبار را از روی یک سطح یا شیء پاک کردن.

  • Ich muss die Möbel entstauben.من باید مبلمان را گردگیری کنم.
  • Vergiss nicht, die Bücherregale zu entstauben.فراموش نکن که قفسه‌های کتاب را گردگیری کنی.