entstellen
از شکل انداختن/بدشکل کردن، تحریف کردن (حقایق)
Bedeutungen
1
Akkusativ
تغییر شکل دادن، زشت کردن یا آس آسیب زدن به چهره و ظواهر جسمانی
- Der schwere Unfall hat sein Gesicht entstellt.تصادف شدید چهره او را بدشکل کرد.
- Die Narbe entstellte das Aussehen der Skulptur.خراش ظاهر مجسمه را از شکل انداخت.
2
Akkusativ
تحریف کردن حقایق، اطلاعات یا گفتهها به گونهای نادرست
- Die Medien haben seine Aussagen völlig entstellt.رسانهها اظهارات او را کاملاً تحریف کردند.
- Man sollte die historischen Fakten nicht entstellen.نباید حقایق تاریخی را تحریف کرد.