فعل
از شکل انداختن، زشت کردن؛ تحریف کردن، وارونه جلوه دادن
معانی و تعاریف entstellen:
- چهره یا شکل چیزی را زشت یا بدشکل کردن
- (اطلاعات، حقایق) تحریف کردن، تغییر شکل دادن به گونهای که نادرست به نظر برسد
جملات نمونه برای entstellen:
„Es gelte den Fahrer, der betrunken den Autounfall verursacht und ihr Gesicht ''entstellt hat,'' zur Rechenschaft zu ziehen.“
باید رانندهای که مستی باعث تصادف شده و صورت او را از شکل انداخته است، پاسخگو باشد.
Der Unfall hat sein Gesicht entstellt.
تصادف چهره او را بدشکل کرده است.
Die Skulptur wurde durch Vandalismus entstellt.
مجسمه بر اثر خرابکاری بدشکل شد.