entsteigen
برخاستن از، بیرون آمدن از
Bedeutungen
1
Dativ
از چیزی مانند مایع، دود، بو یا وضعیت بالا آمدن یا بیرون آمدن
- Dichter Nebel entstieg dem Tal.مه غلیظی از دره برخاست.
- Ein Geruch entstieg dem alten Keller.بویی از زیرزمین قدیمی بیرون آمد.