entvölkern

Aussprache: /ɛntˈfœlkɐn/
Worttrennung: ent·völ·kern
فعل

خالی کردن سکنه، جمعیت را کاهش دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas entvölkern)

یک منطقه را از جمعیت آن خالی کردن، جمعیت را بیرون راندن یا کاهش دادن (معمولاً به دلیل جنگ، بیماری یا فجایع).

  • Der Krieg hat die Stadt fast vollständig entvölkert.جنگ شهر را تقریباً به طور کامل خالی از سکنه کرد.
  • Die Epidemie drohte, das ganze Dorf zu entvölkern.این اپیدمی تهدید می‌کرد که کل روستا را خالی از سکنه کند.