entwalden
جنگلزدایی کردن، درختان منطقهای را قطع کردن
Beispiele
- Stoppelfelder und Rübenfelder und um den Horizont herum Hügel – entweder ganz ''entwaldet'' oder auch schon wenigstens bis zur Mitte hinauf durch Felder verunstaltet.مزارع گندم و چغندر و تپههای اطراف افق - یا کاملاً جنگلزدایی شده یا حداقل تا نیمه با مزارع زشت شده بودند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از بین بردن جنگلها، قطع کردن درختان یک منطقه به منظور استفاده از زمین یا چوب.
- Die Regierung plant, große Flächen des Regenwaldes zu entwalden, um Platz für Landwirtschaft zu schaffen.دولت قصد دارد مناطق وسیعی از جنگلهای بارانی را جنگلزدایی کند تا فضا برای کشاورزی ایجاد شود.
- Durch die Entwaldung gehen viele Tier- und Pflanzenarten verloren.به دلیل جنگلزدایی، بسیاری از گونههای جانوری و گیاهی از بین میروند.