entwanzen
۱. ساسزدایی کردن ۲. دستگاههای شنود را برداشتن
Beispiele
- Danach mußten wir stundenlang die dreckigen Matratzen ''entwanzen.پس از آن مجبور بودیم ساعتها تشکهای کثیف را «ساسزدایی کنیم».
Bedeutungen
1
Akkusativ (was?)
دستگاههای شنود را از یک مکان یا وسیله برداشتن.
- Experten wurden beauftragt, den Raum zu entwanzen und auf Abhörgeräte zu überprüfen.کارشناسان مأمور شدند تا اتاق را از دستگاههای شنود پاکسازی و بررسی کنند.
- Es dauerte Stunden, das gesamte Gebäude zu entwanzen und sicherzustellen, dass keine Wanzen mehr vorhanden waren.ساعتها طول کشید تا کل ساختمان از دستگاههای شنود پاکسازی شود و اطمینان حاصل شود که هیچ دستگاهی باقی نمانده است.