entwanzen

Aussprache: /ɛntˈvantsn̩/
Wortzerlegung: ent·wan·zen
فعل

۱. ساس‌زدایی کردن ۲. دستگاه‌های شنود را برداشتن

Beispiele

  • Danach mußten wir stundenlang die dreckigen Matratzen ''entwanzen.پس از آن مجبور بودیم ساعت‌ها تشک‌های کثیف را «ساس‌زدایی کنیم».

Bedeutungen

1 Akkusativ (was?)

دستگاه‌های شنود را از یک مکان یا وسیله برداشتن.

  • Experten wurden beauftragt, den Raum zu entwanzen und auf Abhörgeräte zu überprüfen.کارشناسان مأمور شدند تا اتاق را از دستگاه‌های شنود پاکسازی و بررسی کنند.
  • Es dauerte Stunden, das gesamte Gebäude zu entwanzen und sicherzustellen, dass keine Wanzen mehr vorhanden waren.ساعت‌ها طول کشید تا کل ساختمان از دستگاه‌های شنود پاکسازی شود و اطمینان حاصل شود که هیچ دستگاهی باقی نمانده است.