entwarnen
رفع هشدار دادن، اعلام رفع خطر کردن
Beispiele
- Die Forscher ''entwarnen:'' es besteht doch kein Risiko.محققان اعلام رفع خطر میکنند: هیچ خطری وجود ندارد.
Bedeutungen
1
transitiv / intransitiv
اعلام کردن که خطر یا وضعیت اضطراری برطرف شده است؛ لغو کردن یک هشدار یا آژیر خطر.
- Die Polizei konnte nach der Suche entwarnen.پلیس پس از جستجو توانست اعلام رفع خطر کند.
- Der Arzt entwarnte die Familie, dass die Operation gut verlaufen sei.پزشک به خانواده اطمینان داد (اعلام رفع نگرانی کرد) که عمل جراحی به خوبی پیش رفته است.