entweichen
۱. خارج شدن، نشت کردن (گاز، مایع) ۲. فرار کردن، گریختن
Beispiele
- So entstehen Risse, durch die mit herkömmlichen Methoden nicht förderbares Erdgas ''entweichen'' kann.بدین ترتیب شکافهایی ایجاد میشود که از طریق آنها گاز طبیعی غیرقابل استخراج با روشهای معمول میتواند نشت کند.
Bedeutungen
1
intransitiv
از یک مکان بسته خارج شدن یا نشت کردن (مانند گاز، مایع، هوا)؛ فرار کردن.
- Das Gas entwich langsam aus der Leitung.گاز به آرامی از لوله نشت کرد.
- Ein leises Zischen zeigte an, dass Luft entwich.یک صدای خشخش آرام نشان میداد که هوا خارج میشود.
2
intransitiv
به صورت استعاری: از حافظه یا کنترل خارج شدن.
- Der Name ist mir gerade entwischt.اسم الان از ذهنم پرید.
- Ihm entwich ein Seufzer der Erleichterung.آهی از سر آسودگی از او خارج شد.