entwerfen
طرحریزی کردن، طراحی کردن، نقشه کشیدن
Beispiele
- Ein Neubau wird ''entworfen.یک ساختمان جدید طراحی میشود.
- Schon als junges Mädchen ''entwarf'' sie Kleider und Hosen.او از زمان نوجوانی لباس و شلوار طراحی میکرد.
- Der Künstler hat sie alle ''entworfen,'' aber nur ganz wenige davon selbst ausgearbeitet.این هنرمند همه آنها را طراحی کرده است، اما فقط تعداد بسیار کمی از آنها را خودش پیادهسازی کرده است.
- Es gehört viel Mut dazu, diese Art von Mode zu ''entwerfen.طراحی این نوع مد نیازمند شجاعت زیادی است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
طراحی کردن (یک نقشه، یک ساختمان، یک لباس)
- Er entwirft gerne neue Gebäude.او دوست دارد ساختمانهای جدید طراحی کند.
- Sie entwarf ein wunderschönes Kleid für die Party.او یک لباس زیبا برای مهمانی طراحی کرد.
2
Akkusativ
پیشنویس کردن (یک متن، یک قانون)
- Der Anwalt entwarf einen Vertrag.وکیل یک قرارداد پیشنویس کرد.
- Wir müssen einen neuen Gesetzesentwurf entwerfen.ما باید یک پیشنویس قانون جدید تهیه کنیم.
3
Akkusativ
برنامهریزی کردن، طرحریزی کردن (یک پروژه، یک استراتژی)
- Das Team entwarf eine neue Marketingstrategie.تیم یک استراتژی بازاریابی جدید طرحریزی کرد.
- Sie entwarfen einen Plan für die zukünftige Entwicklung.آنها یک برنامه برای توسعه آینده طرحریزی کردند.