entwickeln
توسعه دادن، طراحی کردن، پرورش دادن
Bedeutungen
1
sich
رشد کردن، پیشرفت کردن، تکامل یافتن (به صورت انعکاسی)
- Die Stadt hat sich in den letzten Jahren stark entwickelt.شهر در سالهای اخیر به شدت توسعه یافته است.
- Das Kind entwickelt sich gut.کودک به خوبی رشد میکند.
2
Akkusativ
چیزی را ساختن یا ابداع کردن، توسعه دادن
- Das Unternehmen entwickelt neue Software.شرکت نرمافزار جدیدی را توسعه میدهد.
- Sie haben eine neue Methode entwickelt.آنها یک روش جدید ابداع کردهاند.
3
Akkusativ
ایده یا طرحی را پرورش دادن، بسط دادن
- Er entwickelte einen Plan für das Projekt.او طرحی برای پروژه پرورش داد.
- Wir müssen eine Strategie entwickeln.ما باید یک استراتژی توسعه دهیم.