zurückentwickeln
پسرفت کردن، تحلیل رفتن، به حالت اولیه برگشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ / intransitiv
به حالت یا مرحله قبلی، اغلب ابتداییتر یا بدتر، برگشتن؛ پسرفت کردن یا تحلیل رفتن در روند توسعه، تکامل یا وضعیت.
- Die Technologie hat sich in den letzten Jahren stark zurückentwickelt.فناوری در سالهای اخیر به شدت پسرفت کرده است.
- Nach der Krankheit entwickelte sich sein Zustand langsam zurück.پس از بیماری، وضعیت او به آرامی به حالت اولیه برگشت.