entwurmen
کرمزدایی کردن، انگلزدایی کردن
Beispiele
- Die Katzen müssen mal wieder ''entwurmt'' werden.گربهها باید دوباره کرمزدایی شوند.
- Ella ''entwurmte'' den Findling, behandelte seine Flöhe, badete und bürstete ihn.اِلا کرمهای بچه گربه را بیرون آورد، ککهایش را درمان کرد، او را حمام داد و برس کشید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کرمزدایی کردن (معمولاً حیوانات خانگی)
- Der Tierarzt entwurmt den Hund regelmäßig.دامپزشک سگ را به طور منظم کرمزدایی میکند.
- Man sollte Katzen mindestens zweimal im Jahr entwurmen.باید گربهها را حداقل دو بار در سال کرمزدایی کرد.