entwurmen

Aussprache: /ɛntˈvʊʁmən/
Wortzerlegung: ent·wur·men
فعل

کرم‌زدایی کردن، انگل‌زدایی کردن

Beispiele

  • Die Katzen müssen mal wieder ''entwurmt'' werden.گربه‌ها باید دوباره کرم‌زدایی شوند.
  • Ella ''entwurmte'' den Findling, behandelte seine Flöhe, badete und bürstete ihn.اِلا کرم‌های بچه گربه را بیرون آورد، کک‌هایش را درمان کرد، او را حمام داد و برس کشید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کرم‌زدایی کردن (معمولاً حیوانات خانگی)

  • Der Tierarzt entwurmt den Hund regelmäßig.دامپزشک سگ را به طور منظم کرم‌زدایی می‌کند.
  • Man sollte Katzen mindestens zweimal im Jahr entwurmen.باید گربه‌ها را حداقل دو بار در سال کرم‌زدایی کرد.