entwurzeln

Aussprache: /ɛntˈvʊʁtsl̩n/
Wortzerlegung: ent·wur·zeln
فعل

ریشه‌کن کردن، از ریشه درآوردن

Beispiele

  • Der Sturm ''entwurzelte'' selbst starke Bäume.طوفان حتی درختان قوی را ریشه‌کن کرد.
  • Möglichst viele Menschen sollten ''entwurzelt'' werden, um die vorhandene Gesellschaft zu zermürben.باید تا حد امکان افراد را ریشه‌کن کرد تا جامعه موجود را از بین برد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

ریشه‌کن کردن، از ریشه درآوردن (درخت، گیاه)

  • Der Sturm hat viele Bäume entwurzelt.طوفان بسیاری از درختان را ریشه‌کن کرد.
  • Man muss das Unkraut gründlich entwurzeln.باید علف‌های هرز را کاملاً از ریشه درآورد.
2 Akkusativ

ریشه‌کن کردن، بی‌خانمان کردن (افراد، فرهنگ) (استعاری)

  • Krieg und Vertreibung können Menschen entwurzeln.جنگ و آوارگی می‌تواند مردم را بی‌خانمان کند.
  • Die Globalisierung entwurzelt oft traditionelle Kulturen.جهانی‌سازی اغلب فرهنگ‌های سنتی را ریشه‌کن می‌کند.