entwurzelt
ریشهکن شده، از ریشه درآمده، آواره
Bedeutungen
1
به معنای تحتاللفظی: چیزی که از ریشه بیرون کشیده شده است. به معنای مجازی: افرادی که از وطن یا جامعه خود جدا شدهاند و احساس تعلق نمیکنند.
- Der Sturm hat viele Bäume entwurzelt.طوفان بسیاری از درختان را ریشهکن کرد.
- Viele Flüchtlinge fühlen sich entwurzelt und verloren.بسیاری از پناهندگان احساس آوارگی و گمگشتگی میکنند.
- Die alte Tradition wurde fast vollständig entwurzelt.سنت قدیمی تقریباً به طور کامل ریشهکن شد.