entwurzelt

Aussprache: /ɛntˈvʊʁtsl̩t/
Worttrennung: ent·wur·zelt
صفت

ریشه‌کن شده، از ریشه درآمده، آواره

Bedeutungen

1

به معنای تحت‌اللفظی: چیزی که از ریشه بیرون کشیده شده است. به معنای مجازی: افرادی که از وطن یا جامعه خود جدا شده‌اند و احساس تعلق نمی‌کنند.

  • Der Sturm hat viele Bäume entwurzelt.طوفان بسیاری از درختان را ریشه‌کن کرد.
  • Viele Flüchtlinge fühlen sich entwurzelt und verloren.بسیاری از پناهندگان احساس آوارگی و گمگشتگی می‌کنند.
  • Die alte Tradition wurde fast vollständig entwurzelt.سنت قدیمی تقریباً به طور کامل ریشه‌کن شد.