entziehen
سلب کردن، محروم کردن، کنار کشیدن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ (jemandem etwas entziehen)
چیزی را از کسی گرفتن، سلب کردن یا او را محروم ساختن (مانند حق، مجوز یا اعتماد).
- Man hat ihm die Fahrerlaubnis entzogen.گواهینامه رانندگی او را سلب کردند.
- Der Staat entzieht den Bürgern wichtige Rechte.دولت حقوق مهمی را از شهروندان سلب میکند.
2
sich (Akkusativ) + Dativ / sich etwas entziehen
خود را از چیزی کنار کشیدن، شانه خالی کردن یا اجتناب نمودن.
- Er versuchte, sich der Verantwortung zu entziehen.او سعی کرد از مسئولیت شانه خالی کند.
- Sie konnte sich dem Blick ihres Vaters nicht entziehen.او نتوانست از نگاه پدرش اجتناب کند.