entzündet
ملتهب، عفونی
Bedeutungen
1
در وضعیت التهاب یا عفونت قرار داشتن؛ قرمز، متورم و دردناک بودن ناحیه آسیبدیده.
- Sein Hals war stark entzündet und er hatte Fieber.گلویش به شدت ملتهب بود و تب داشت.
- Die Wunde war entzündet und musste ärztlich behandelt werden.زخم عفونی شده بود و نیاز به درمان پزشکی داشت.
- Sie hat eine entzündete Mandel.او یک لوزه ملتهب دارد.