entziehen

Aussprache: /ɛntˈtsiːən/
Wortzerlegung: ent·zie·hen
فعل

سلب کردن، محروم کردن، شانه خالی کردن، خود را کنار کشیدن

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ / jemandem etwas entziehen

چیزی را از کسی گرفتن، سلب کردن یا او را محروم ساختن (مانند حق، مجوز یا اعتماد).

  • Man entzog ihm die Fahrerlaubnis.گواهینامه رانندگی او را سلب کردند.
  • Der Arzt entzog dem Patienten die Medikamente.پزشک داروها را از بیمار قطع کرد.
2 sich (Akkusativ) + Dativ / sich etwas entziehen

خود را از چیزی کنار کشیدن، شانه خالی کردن یا اجتناب نمودن.

  • Er versuchte, sich der Verantwortung zu entziehen.او سعی کرد از مسئولیت شانه خالی کند.
  • Sie konnte sich dem Charme des Mannes nicht entziehen.او نتوانست در برابر جذابیت آن مرد مقاومت کند (خود را کنار بکشد).