entziehen
سلب کردن، محروم کردن، شانه خالی کردن، خود را کنار کشیدن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ / jemandem etwas entziehen
چیزی را از کسی گرفتن، سلب کردن یا او را محروم ساختن (مانند حق، مجوز یا اعتماد).
- Man entzog ihm die Fahrerlaubnis.گواهینامه رانندگی او را سلب کردند.
- Der Arzt entzog dem Patienten die Medikamente.پزشک داروها را از بیمار قطع کرد.
2
sich (Akkusativ) + Dativ / sich etwas entziehen
خود را از چیزی کنار کشیدن، شانه خالی کردن یا اجتناب نمودن.
- Er versuchte, sich der Verantwortung zu entziehen.او سعی کرد از مسئولیت شانه خالی کند.
- Sie konnte sich dem Charme des Mannes nicht entziehen.او نتوانست در برابر جذابیت آن مرد مقاومت کند (خود را کنار بکشد).