entzundern
پوستهزدایی کردن (فلزات)، زنگارزدایی کردن
Beispiele
- Vorversuche ergaben bereits,آزمایشهای اولیه قبلاً نشان دادند که
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوسته یا رسوب (مانند زنگ آهن یا رسوب کتری) را از چیزی زدودن.
- Man muss den Wasserkocher regelmäßig entzundern.باید کتری را به طور منظم رسوبزدایی کرد.
- Die Metallteile wurden vor der Weiterverarbeitung entzundert.قطعات فلزی قبل از پردازش بیشتر پوسته زدایی شدند.