entzweibeißen
از هم گاز گرفتن، با گاز از هم جدا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas entzweibeißen)
چیزی را با گاز گرفتن به دو نیم تقسیم کردن یا پاره کردن.
- Der Hund biss den Knochen entzwei.سگ استخوان را از وسط گاز گرفت و شکست.
- Sie biss das Seil entzwei.او طناب را با دندان از هم جدا کرد.