entzweireissen

Aussprache: /ɛntˈtsvaɪˌraɪsn̩/
Wortzerlegung: ent·zwei·reis·sen
Wort

از هم دریدن، پاره کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

پاره کردن یا از هم جدا کردن چیزی به دو یا چند قسمت؛ شکافتن یا گسستن یکپارچگی چیزی.

  • Der Sturm drohte, das alte Segel entzweizureißen.طوفان تهدید می‌کرد که بادبان قدیمی را از هم بدرد.
  • Die übermäßige Belastung riss das Seil entzwei.فشار بیش از حد طناب را از هم گسست.
2 Akkusativ

ایجاد اختلاف و تفرقه بین افراد، گروه‌ها یا روابط؛ از هم گسستن انسجام یا اتحاد.

  • Politische Differenzen drohten, die Koalition entzuzureißen.اختلافات سیاسی تهدید می‌کردند که ائتلاف را از هم بپاشند.
  • Seine hinterhältigen Intrigen versuchten, die Freundschaft der beiden Männer zu entzweireißen.دسیسه‌های پنهان او تلاش می‌کردند تا دوستی آن دو مرد را از هم بگسلند.