entzweischlagen
از وسط شکستن، دو نیم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با ضربه زدن به دو تکه تقسیم کردن یا شکستن
- Er schlug den Stock mit einem kräftigen Hieb entzwei.او چوب را با یک ضربه محکم دو نیم کرد.
- Aus Wut schlug sie die Vase entzwei.از روی عصبانیت، او گلدان را دو نیم کرد.