entzweien

Aussprache: /ɛntˈt͡svaɪ̯ən/
Wortzerlegung: ent·zwei·en
فعل

از هم جدا کردن، تفرقه انداختن، اختلاف ایجاد کردن

Beispiele

  • Die Geschwister ''entzweiten'' sich über die Aufteilung des Erbes.خواهر و برادرها بر سر تقسیم ارث از هم جدا شدند.
  • Die beiden Freunde kann nichts auf der Welt ''entzweien.هیچ چیز در دنیا نمی‌تواند آن دو دوست را از هم جدا کند.
  • Nachdem Alfi nach Frankreich gezogen war, ''entzweiten'' sich die ehemals so engen Studienkameraden.بعد از اینکه آلفی به فرانسه نقل مکان کرد، دوستان صمیمی سابق از هم دور افتادند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

باعث جدایی، اختلاف یا بیگانه شدن افراد یا گروه‌ها از یکدیگر شدن.

  • Politische Meinungsverschiedenheiten können Familien entzweien.اختلافات سیاسی می‌تواند خانواده‌ها را از هم جدا کند.
  • Der Streit entzweite die beiden Freunde.این نزاع دو دوست را از هم بیگانه کرد.
2 sich + mit + Dativ

خود را از کسی جدا کردن یا با او اختلاف پیدا کردن، با کسی قهر کردن.

  • Sie haben sich wegen einer Kleinigkeit entzweit.آنها به خاطر یک چیز کوچک با هم قهر کردند.
  • Nach dem Vorfall entzweite er sich mit seinem Geschäftspartner.پس از آن حادثه، او با شریک تجاری خود قطع رابطه کرد.