entzweien
از هم جدا کردن، تفرقه انداختن، اختلاف ایجاد کردن
Beispiele
- Die Geschwister ''entzweiten'' sich über die Aufteilung des Erbes.خواهر و برادرها بر سر تقسیم ارث از هم جدا شدند.
- Die beiden Freunde kann nichts auf der Welt ''entzweien.هیچ چیز در دنیا نمیتواند آن دو دوست را از هم جدا کند.
- Nachdem Alfi nach Frankreich gezogen war, ''entzweiten'' sich die ehemals so engen Studienkameraden.بعد از اینکه آلفی به فرانسه نقل مکان کرد، دوستان صمیمی سابق از هم دور افتادند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
باعث جدایی، اختلاف یا بیگانه شدن افراد یا گروهها از یکدیگر شدن.
- Politische Meinungsverschiedenheiten können Familien entzweien.اختلافات سیاسی میتواند خانوادهها را از هم جدا کند.
- Der Streit entzweite die beiden Freunde.این نزاع دو دوست را از هم بیگانه کرد.
2
sich + mit + Dativ
خود را از کسی جدا کردن یا با او اختلاف پیدا کردن، با کسی قهر کردن.
- Sie haben sich wegen einer Kleinigkeit entzweit.آنها به خاطر یک چیز کوچک با هم قهر کردند.
- Nach dem Vorfall entzweite er sich mit seinem Geschäftspartner.پس از آن حادثه، او با شریک تجاری خود قطع رابطه کرد.